|
جمعه 27 بهمن 1391برچسب:, :: 13:47 :: نويسنده : فاطمه
ممنوووووووووووووووووووووووووووووون نظر یادتون نره آخه خداییش مگه یه نظر دادن چقدر از وقتتون رو میگیره
اینجا همه باکلاسن .
.
اینجا فیسبوک است همین!!!
![]()
جمعه 27 بهمن 1391برچسب:, :: 13:45 :: نويسنده : فاطمه
به جای تاكید روی كیفیت های منفی زن و مرد، چرا روی نقاط مثبت آنها تاكید نكنیم؟
بیایید ابتدا از خانم ها شروع كنیم *خانم ها مهربان ، عاشق و دلسوزند. *خانم ها وقتی خوشحالند گریه میكنند. *خانم ها برای نشان دادن توجه و علاقه همیشه كارهای كوچكی انجام میدهند. *خانم ها برای دستیابی به بهترین چیزها برای همسر و فرزندانشان دریغ نمی كنند. *خانم ها قدرت این را دارند كه وقتی خیلی خسته هستند و نمی توانند روی پا بایستند ، لبخند بزنند. *خانم ها می دانند چگونه یك وعده شام یا ناهار معمولی را به یك فرصت تبدیل كنند. *خانم ها می دانند چگونه از پول خود بهترین استفاده را ببرند. *خانم ها می دانند كه چگونه یك دوست بیمار را تیمار كنند. *خانم ها شادی و خنده را به دنیا ارزانی می دارند. *خانم ها می دانند چگونه ساعت های متوالی كودكان را سرگرم كنند. *خانم ها صادق و وفادار هستند. *خانم ها در زیر آن ظاهر نحیف ، اراده پولادین دارند. *خانم ها برای یاری رساندن به دوست محتاجشان، همه كار انجام می دهند. *خانم ها از بی عدالتی به آسانی به گریه می افتد. *خانم ها می دانند چگونه به یك مرد احساس پادشاه بودن بدهند. *خانم ها دنیا را مكانی شادتر برای زندگی می سازند. و حالا نوبت آقایان هست *آقایان برای حمل اشیاء سنگین و كشتن سوسك و عنكبوتها خوب هستند!!!! ![]()
جمعه 27 بهمن 1391برچسب:, :: 13:44 :: نويسنده : فاطمه
دقت کردین توی بعضی کلاسا آدم مثل خرس خوابش میاد ولی وقتی کلاس تموم میشه این حس کاملا بطرف میشه ؟ دقت کردین وقتی کسی تو تاکسی کنار آدم روزنامه میگیره دستش ، مطلبش هرچی که باشه خوندنش تا سر حده مرگ جالب میشه ؟ دقت کردین وقتی تو خونه تنهایین ، از شیر حموم گرفته تا یخ ساز یخچال دست به دست هم میدن تا بترسی ؟ تا حالا دقت کردین بعضی وقتا یه صحنه ای رو میبینید احساس میکنید که قبلا یه جایی اونو دیدید و حالا داره تکرار میشه . . . ! دقت کردین همیشه سطح مسابقات از نظر کسی که قهرمان شده بسیار بالا بوده ؟ دقت کردین مهمون غریبه که میاد آدم کار کردنش گل میکنه و هی میره تو اشپزخونه دنبال کار ؟ دقت کردید وقتی اس ام اس میفرستید و پیامتون ۲ تا میشه دقت کردین بهترین ایده هارو برای دیگرون داریم و برای خودمون عملا هیچی ؟! دقت کردین که اگه بخوای خلبان بشی ، هزار جور مریضی داری ولی بخوای معافیت پزشکی بگیری ، سالمِ سالمی ؟ دقت کردید هر موقع بد تیپ میزنید یه نفری ک خیلی مهمه واستون رو میبینید ! دقت کردین وقتی تو یه فیلم خودمونه میبینیم احساس زشت ترین ادم رو زمینو داریم ؟ دقت کردین وقتی یه چیزی از دستمون میفته سعی میکنیم با پا بگیریمش یا میزان ضربه رو با پا بگیریم ؟ دقت کردین یکی یه تیکه میندازه از خنده روده بر میشی ، بعد واسه دوستت که می خوای خاطرشو تعریف کنی میبینی اصلا خنده نداشت کلی ضایع میشی ! دقت کردین روزایی که بابای آدم خونه ست ، حتی اگه وسط هفته باشه آدم فکر میکنه جمعه ست ؟ تا حالا دقت کردین وقتی لباس جدید میخرید نظر کل آدمارو در مورد قیمتش میپرسید . بعد دوس دارید همه قیمت بالاتر از خرید شما بدن ! تا حالا دقت کردین اگه تو مترو الکی شروع به دویدن بکنید ، ملت هم همینطوری دنبالتون میدوند . . . ! دقت کردین ؟ دقت کردین سخت ترین کار دنیا ، نگه داشتن احترام کسیه که خودش احترام خودش را نگه نمی داره . . . تا حالا دقت کردین هروقت گرسنه میای خونه، اون شب اتفاقی غذا ندارین . اما یه شب که بیرون غذا می خوری وقتی میای خونه می بینی غذای مورد علاقت رو درست کردن ! دقت کردین وقتی یکی باهاتون درد دل میکنه و حرفاش رو نمیفهمین آخرش میگید تا حالا دقت کردین نمیتونید کار پیدا کنید ، چون تجربه ندارید و نمیتونید تجربه پیدا کنید ، چون کار ندارید !؟ دقت کردین قدر هر چیزی رو وقتی میدونیم که از دستش بدیم ؟! دقت کردین وقتی داری تلفن صحبت میکنی هیچی به ذهنت نمیرسه ولی وقتی میگی خدافظ تازه تمام حرفات یادت میاد ؟! تا حالا دقت کردین بعضی وقتا تو آینه به خودتون نگامیکنین میبینین چقد خوشگلین ، بعد با گوشی که از خودتون عکس میگیرین میبینید شبیه ” اورانگوتان ” شدین ! ممنوووووووووووووووووووووووووووووون نظر یادتون نره آخه خداییش مگه یه نظر دادن چقدر از وقتتون رو میگیره![]()
سه شنبه 24 بهمن 1391برچسب:, :: 14:20 :: نويسنده : فاطمه
پسر...دخترپسر یه اشتباه میکنه...دختر سرش داد میزنه...پسر عذرخواهی میکنه...دختر یه اشتباه میکنه...پسر سرش داد میزنه...دختر زرتی میزنه زیر گریه...و بازم پسر عذر خواهی میکنممنوووووووووووووووووووووووووووووون نظر یادتون نره آخه خداییش مگه یه نظر دادن چقدر از وقتتون رو میگیره![]()
سه شنبه 24 بهمن 1391برچسب:, :: 14:19 :: نويسنده : فاطمه
خدا هیچکس رو اینجوری ضایع نکنه!علی:خانومت و دختر کوچولوت چطورن؟ دانیال: خوبن. اتفاقا معصومه و پارمیدا هم خیلی دوست دارن تو رو ببینن. علی:آره منم همینطور. آخ که اگه من اون پارمیدای خوشگل و نازتو ببینم، می نشونمش توی بغلم و یه دل سیر ماچش می کنم و حسابی اون چشمای قشنگشو می بوسم. وای که چه موهای لختی داره پارمیدا. آدم دوست داره دستشو بکنه لای موهاش. با اینکه فقط عکسشو دیدما، ولی عاشقش شدم. وای که این پارمیدا چقدر ناز و خوردنیه! باور کن ببینمش اصن نمی ذارم از توی بغلم تکون ... دانیال: ببین ادامه نده. پارمیدا اسم زنمه! اسم دخترم معصومه ست! ![]()
سه شنبه 24 بهمن 1391برچسب:, :: 14:6 :: نويسنده : فاطمه
تو به افتادن من در خیابان خندیدی و من حواسم به چشمان مردم شهر بود که عاشق خنده ات نشوند.. جدا موندن ازگسی که دوستش داری فرقی با مردن نداره پس عمری که بی تو می گذره مرگی است به نام زندگی.... ![]()
دو شنبه 23 بهمن 1391برچسب:, :: 15:31 :: نويسنده : فاطمه
این روزهای تلخ میگذرد,دستم می لرزد از توصیفش! همین بس که: نفس کشیدنم در این مرگ تدریجی,مثل خودکشی است با تیغ کند...! ![]()
دو شنبه 23 بهمن 1391برچسب:, :: 15:31 :: نويسنده : فاطمه
سوتی معلممم ریاضی می خواست بگه جمله میگه جمبلههه سوتی معلمم امارممممممم می خواست بگه q میگه پیوووووو سوتی معلممممممم ادبیات می خواست بگه رنج هایی کشیدممم که مپرس میگه رنج هایی کشیدمممممم کمپرس سوتی عموووووم می خواست بگه لباس رابزارتو لباس شوویی میگه لباس رابزارتووووووووو لنگه سوووووتی معلمممممممم جامعه می خواست بگه من ازهمه برترمممم میگه من ازهمه بدترمممممم سووووووتی عزیزمممم که می خواست بگه عینک رابده میگه شلنگ را بده ![]()
دو شنبه 23 بهمن 1391برچسب:, :: 15:30 :: نويسنده : فاطمه
اگرکلید قلبی را نداری قفلش نکن اگر کسی را دوست داری خردش نکن اگر دستی را گرفتی رهایش نکن ومراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد زندگی با دلت نکند. تا اسیر غصه فردا نبود کاش بودی تا فقط باور کنی بی تو هرگز زندگی زیبا نبود. ![]()
دو شنبه 23 بهمن 1391برچسب:, :: 15:22 :: نويسنده : فاطمه
باز خواهم گشت چون نیلوفری عاشق به دورت تاب خواهم خورد تو را پروانه خواهم شد تو را مستانه خواهم خواست باز خواهم گشت چون نیلوفری تابان به دورت نور خواهم ریخت به هر شاخت به هر برگت سلامی تازه خواهم داد با قلبم......... نفرت سینه ام را شکافتم و با پنجه های سرد و یخ زده ی ظلمت قلبم رو پاره کردمو تک تک گلها و غنچه های باغ مهر و محبت و عشق را از بیخ کندم و با سنگ ریزه هایی که دیروز از کویر بی رحمی جمع کرده بودم پر کردم و روی سر در قلبم با تکه استخوانی نوشتم دیگر دلبسته ی کسی نشو وقتی که چراغ رو روشن کردم و در اینه برهنگی و سینه ی اگنده از خون داغ و سرخ مانده بر تنم رو دیدم بی اختیار اشک از چشمانم جاری شد اما راهی جز این برام نمونده بود .....اشکانم را با پنجه های سرد ظلمت پاک کردم . قلبم انقدر سنگ شده بود که اینه از سختی ان ترک خورد و تن برهنه ی من از سردی قلبم اری قبلم رو به سلطان تاریکی منم ارباب تو سلطان شیاطین ....تعظیم کن برمن تا به تو قدرت بی پایانه نفرت کینه وبی رحمی دهم تا ابد بیمه ی من هستی وقتی با صدای خفه و بی رمقی از ش پرسیدم تو از کی در کمینه انگاه که تو غرق در مستی هستی من از تو به خودت نزدیکترم و به سوگند خود در برابر خدایت وفا خواهم کرد انگاه که تو از فرشتهی الهی یت جدا شدی من بهترین دوست تو ام ممنوووووووووووووووووووووووووووووون نظر یادتون نره آخه خداییش مگه یه نظر دادن چقدر از وقتتون رو میگیره![]() ![]() |