|
دو شنبه 23 بهمن 1391برچسب:, :: 15:20 :: نويسنده : فاطمه
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت : او یقیناََ پی معشوق خودش می آید ! پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود : مطمئناََ که پشیمان شده بر می گردد ! عشق قربانی مظلوم ” غرور” است هنوز …. ![]()
دو شنبه 23 بهمن 1391برچسب:, :: 15:19 :: نويسنده : فاطمه
نگران نباش یه روزی , یه جایی , وقتی اصلاً حواسش نیست همون بلایی که سرت آورد سرش میاد ! ![]()
دو شنبه 23 بهمن 1391برچسب:, :: 15:18 :: نويسنده : فاطمه
مبهـوت یك شـكست ، ![]()
شنبه 21 بهمن 1391برچسب:, :: 15:32 :: نويسنده : فاطمه
خواستگاری**خواستگاري خر!**
ممنوووووووووووووووووووووووووووووون نظر یادتون نره آخه خداییش مگه یه نظر دادن چقدر از وقتتون رو میگیره
Tehroon! خري امد به سوي مادر خويش بگفت مادر چرا رنجم دهي بيش برو امشب برايم خواستگاري اگر تو بچه ات رو دوست داري خر مادر بگفتا اي پسر جان تو را من دوست دارم بيشتر از جان ز بين اين همه خرهاي خوشگل يکي را کن نشان چون نيست مشکل خرک از شادماني جفتکي زد کمي عرعر نمود و پشتکي زد بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سياهت خر همسايه را عاشق شدم من به زيبايي نباشد مثل او زن بگفت مادر برو پالان به تن کن برو اکنون بزرگان را خبر کن به آداب و رسومات زمانه شدند داخل به رسم عاقلانه دو تا پالان خريدند پاي عقدش به افسار طلا با پول نقدش خريداري نمودند يک طويله همانطوري که رسم است در قبيله خر عاقد کتاب خود گشاييد وصال عقد ايشان را نماييد دوشيزه خر خانوم آيا رضايي؟ به عقد اين خر خوش تيپ درآيي يکي از حاضرين گفتا به خنده عروس خانوم به گل چيدن برفته براي بار سوم خر پرسيد که خر خانم سرش يکباره چرخيد خران عرعر کنان شادي نمودند به يونجه کام خود شيرين نمودند به اميد خوشي و شادماني براي اين دو خر در زندگاني ![]()
شنبه 21 بهمن 1391برچسب:, :: 15:31 :: نويسنده : فاطمه
یا درس نمی خونند یا وقتی می خواند بخونند باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد که شب امتحانه ... یه کم که درس خونند بلند می شند میرن استراحت می کنند بعد از یک ساعت استراحت می رن میشینند فکر میکنند. وقتی فکرشون تموم شد کتاب را ورق می زنند یه کم بر اندازش می کنند وزنش میکنند استخاره می کنند برای خودشون تقسیمش می کنند میگن تا ساعت فلان این قدر میخونم تا ساعت فلان این قدر و بعد میرن استراحت کنند. حین استراحت حسشون تموم میشه حال ندارند برن بخونند ولی چون می دونند فردا امتحان دارند پا می شن میرند سر کتاباشون . همینجور که می خونند هیچی حالیشون نیست چون جای دیگه فکر می کنند ( لازم به ذکر است که هیچ وقت در هیچ موقعیتی فکر نمی کنند فقط موقع درس خوندن فکرشون می یاد بعد از نیم ساعت دو باره می رن استراحت بعد سه ربع استراحت می بینند خیلی دیر شده دو باره می رن درس بخونند این لار می خونند یه چیزهایی هم یاد می گیرند ولی چیزهای که یاد نمی گیرند را می زارند فردا از دوستاشون بپرسند یه کم به معلمشون فحش می دند می گند اینارو درس نداده خلاصه آخرش نمی رسند کتاب را تموم کنند فردا میرند می بینند دوستا شون یه چیزایی می گن که تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد میشه اونایی هم که خونده بودن یادشون میره به همین سادگی ممنوووووووووووووووووووووووووووووون نظر یادتون نره آخه خداییش مگه یه نظر دادن چقدر از وقتتون رو میگیره![]()
شنبه 21 بهمن 1391برچسب:, :: 15:22 :: نويسنده : فاطمه
ده تا از بهترين بهانههای دوست پسرها برای خلاص شدن از دست دوست دخترها و معنی واقعی اونها! ![]()
شنبه 21 بهمن 1391برچسب:, :: 15:19 :: نويسنده : فاطمه
لاستیك قلبمو با میخ نگات پنچر نكن * بوق نزن ژیان میخورمت * بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع عشق آمد و گفت من بی سوادم * پشت یه ژیان هم نوشته بود جد زانتیا * قربان وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر * شتاب مكن، مقصد خاك است * رادیاتور عشق من ازبهر تو، آمد به جوش گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم * تو هم قشنگی * کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت * سر پایینی برنده سر بالایی شرمنده * داداش مرگ من یواش * كاش میشد سرنوشت را از سر نوشت * تند رفتن که نشد مردی چشم انتظارم كه برگردی * یا اقدس یا هیچكس * زندگی نگه دار پیاده میشم آیی بی وفا کجا میری اونطرفی که ورود ممنوعه ![]()
شنبه 21 بهمن 1391برچسب:, :: 15:18 :: نويسنده : فاطمه
![]()
شنبه 21 بهمن 1391برچسب:, :: 15:16 :: نويسنده : فاطمه
1-نوک دماغشون قرمز والبته بزرگ می شود وبه دماغ دختر مورد نظر اهانت می کنند. ![]()
شنبه 21 بهمن 1391برچسب:, :: 15:14 :: نويسنده : فاطمه
*توی جمعی كه یه عده پسر دارن فوتبال میبینند ، در لحظه حساس تلویزیون رو خاموش كنید. *توی جمع دانشجویی هنگام عكس گرفتن پسرا رو از كادرخارج كنید. *توی یه مهمونی تو چای پسر مورد نظرتون 1قاشق نمك بریزید. *اگه یه پسر با موهای ژل زده از كنار خونه شما عبور كرد ازپنجره یه سطل آب روش بریزید. *قبل از اجرای زنده خوندن یه پسر سیم میكروفون رو قطع كنید. *در جلوی پسری كه سرش خلوته از كاشت و زیبایی موهای پسر همسایه تعریف كنید. *شیشه نوشابه تان را به پسر مورد نظرتون بدین تا باز كنید ، سپس بگین كه میل ندارین. *اگه یه پسر ازتون ساعت پرسید به ساعت نگاه كنید و بگین عجله كن قرارات دیر شده ! *به یه پسری كه موهاش رو مدل جدید درست كرده اشاره كنید و بلند بگین ، این رو به برق وصل كردن ؟ *به پسر مورد نظر یه هدیه بدین ، بعد بگین اشتباه شده این مال اون یكیه ! *اگه سر جلسه امتحان پسری از شما تقلب خواست جواب سوال اشتباه بدین. *تو دانشگاه ماشین پسر مورد نظرتون رو پنچر كنید. *اگه یه پسری جلوش دوستاش یه شاخه گل هدیه داد ، جلوی بینی خود رو بگیرین و بگین به این بو آلرژی دارین. *اگه سر كلاس یه پسری اصرار داشتكه امتحان كنسل بشه شما مصر باشین كه امتحان برگزار بشه. ممنوووووووووووووووووووووووووووووون نظر یادتون نره آخه خداییش مگه یه نظر دادن چقدر از وقتتون رو میگیره![]() ![]() |